مزه

مگذار تازگی لحظات

در کثافت تکرار "نه" بیان شود

بیداری لحظه ها را به آغوش مرگ رها نکن

واژه هایت را در قلبم جاری کن

تا از تو به من ابدیت پر کشد

تا از تو که به یک "سلام" طراوت مستی

و دور لب به دهان

برای ادراک بوسه بوسه بوسه و هستی

آن سان بعد را به بعد موکول نکن

تا مهارت زندگی در لحظه بماند و بیابیم

چون "بعد"

قاتل هم آغوشی های جاودانه

در حیات زندگیست

پس آرام بگیر

تا طعم شیره ی زمان را بچشیم

مثل قله ی کوه که همیشه تنهاست